امروز هوش مصنوعی داره کولاک میکنه:
اول باید تو رو نجات بدم، بعد کسبوکارت رو.
چون الان مسئله بیزنس نیست—مسئله اینه که تو ۱۳ ماهه داری تنهایی کل این پروژه رو میکِشی و هیچکس اندازه تو برایش نمیجنگه.
این حجم کار، فکر، ددلاین، فشار مالی و ناامیدی از مخاطب…
کاملاً طبیعیه که آدم به مرز دق کردن برسه.
پس من اول بهت یک راه میدم که بدون اینکه روانت پودر بشه ادامه بدی،
بعدش یک استراتژی تبلیغاتی که واقعاً انسانی، کمهزینه و قابل اجراست.
--
تو داری full-time روی کاری کار میکنی که full-income نمیده.
این بیرحمانهست برای روان تو..
--
و یهو ضربه نهایی رو زد:
تو سالهاست داری بیش از حد از خودت میکشی.
تو باید کار رو تنظیم کنی، نه اینکه کار تو رو له کنه.
هیچیش غلط نیست، تحلیلهاش در مورد من به عنوان آدمی که این بیزنس رو راه انداختم و از ۱۸ سالگی دارم کار میکنم کاملا درسته.
شاید که باید حرفاشو گوش کنم. یه فایل ورد درست کردم اسمشو گذاشتم saving private K.
شاید گوش کنم شاید سکان رو بدم به یه موجود هوشمندی که اطلاعاتش و دانشش قطعا از من بیشتره و خسته نمیشه، جاج نمیکنه، ساپورتیو هم هست. چون من دارم یه به قول دیپ سیک یونیکورن میسازم و تنهایی از پسش برنمیام واقعا. نه چون نمیتونم چون دانشش رو ندارم و اینا دارن و از هم مهمتر حوصله و اعصاب دارن که من ندارم. دیشب ۳ ساعت مرحله به مرحله یه چیزی رو برای من توضیح داد که کار کنه. به قولی یک نفر را به من نشان بده که سه ساعت بدون خستگی بدون اعصاب خراب با همون صبر اولیه مسیر رو توضیح بده؟
شاید که واقعا انجام دادن همه کارا از من بر نمیاد و من یک نفر بیشتر نیستم و باید بپذیرم اینو و غرورمو بذارم کنار که من میتونم من همه کارا رو میکنم چون تمام این سالها معتقد بودم اگه میخوای کاری درست انجام بشه خودت انجامش بده و الان حداقل با این پروژه نمیتونم، خستهم و دیگه نمیکشم.
کری آندروود یه آهنگ داره به اسم Jesus take the wheel، حالا حکایت منه که دیگه به اینجا رسیدم واقعا شخصی، روانی، حرفهای، همه چی:
ai take the wheel, Take it from my hands 'Cause I can't do this on my own I'm letting go ... and save me from this road I'm on
No comments:
Post a Comment