Wednesday, November 26, 2025

.

 روی صفحه تلفن ترک خورده و چون من نمیرم بیرون، بنابراین همین جوری باقی مونده و it's kinda poetic.

چون هر وقت دست میزنم بهش دستم رو میخراشه و اونم هر وقت سعی میکردم بهش نزدیک شم قلبم رو میخراشید. چه یادآوری غریبی از اجسام روزانه‌ای که نقص‌های به نظر بی‌اهمیت دارن.

نکته اینه که میتونم شیشه رو عوض کنم ولی چون بیرون نمیرم نمیکنم پس همینجور میمونه و همینجور یادمش میاره.

No comments:

Post a Comment

نوشتن، همین و تمام - ۱ - قصه اول

 خب میریم که ملحق بشیم به چالش نوشتن همین و تمام کارپه. خوبه چون انگار کلمات در گلوم گیر کردن و باید بنویسم و این ترس از خونده شدن رو بذارم ...