دلم میخواد لم بدم عقب روی تخت و همه آهنگای غم انگیز دنیا رو گوش بدم.
برای م یه مسج طولانی نوشتم. نمیدونم ناراحتش میکنه یا چی چون من همیشه ناخواسته همه رو میرنجونم به هر حال قصدم رنجوندن نبود. کی قصدشه؟ کی انقد مریضه که قصدش رنجوندن آدمای دیگه باشه اونم در روزی که آسیب پذیرن.
داشتم دفتری که برای مرکز کائنات کادو خریده بودم رو مرتب میکردم که و توش بنویسم که یاد عکس دفتر نیلو افتادم که برام فرستاده بود. چه تمیز و چه رنگی.
میگن مردادیا دو جورن یا خیلی تمیزن یا دقیقا برعکسن، البته نظم رو دوست دارن ولی هیج وقت منظم نیستن. من دومیم، نیلو اولی بودم.
بعد یادم افتاد برای بنفشه پیغام تولدشو بفرستم و یهو اومدم تو سرم که ۹/۹ و چه روزی بود برای اون بچه. سر همین برای مانی پیغام دادم، پیغام که نه طومار.
سالگرد مریم و آروین هم هست. حداقل به اونا میتونم تبریک بگم.
دخترک چه کردی. میدونم الان دیگه در آرامشی، میدونم راه دیگهای نبود ولی غم ول کن اونایی که میمونن نیست. همیشه اونی که میمونه زجر میکشه و دلتنگی میکنه و گریه میکنه و سر تو بالش فرو میبره.
جنیفر انیستون درباره متیو پری و داستان اینکه آیا داروها رو دکتراش زیاد زدن یا نه گفت دیگه مهم نیست، اون داشت درد میکشید و مهم اینه که الان دیگه درد نمیکشید. به نظرم شاهکارترین واکنش به مرگی بود که حالا یا خودخواسته بوده یا نه. ما رو چه به اینکه روی این تصمیم بگیریم، نهایت زندگی خودمونو بچرخونیم. کی گفته حق داریم برای درد کشیدن آدمای دیگه تعیین تکلیف کنیم چون نمیتونیم نبودنشون رو تحمل کنیم یا متنفرم از این جمله که پس پدر و مادرت چی؟ مگه اونا از من پرسیدن که به دنیا بیام که حالا من از اونا کسب تکلیف کنم؟
کاش بذارن زندگی و دنیا اومدنمون که به ما ربطی نداشته، حداقل مردنمون دست خودمون باشه و با dignity و تصویری که تو ذهن اطرفیانمون میذاریم حداقل تصویری باشه که خودمون میخوایم.
این فیلم جولیان مور و تیلدا سوئینتون رو من خیلی دوست داشتم. هیچ اتفاقی نمیفتاد و همهش انتظار بود وآدما همه منتظر معجزه بودن و امیدی که از آسمون یهو بیاد و نیومد و چه خوب که نیومد که من اصن همینو از فیلم دوست داشتم. تصمیم گرفت برای dignity خودت.
چیزی که واقعا اگه با والدینت زندگی کنی نمیتونی براش تصمیم بگیری چون مادرت همیشه حموم رو پر خون میبینه و پدرت بدن بینفست رو روی تخت میبینه هر روز و اونا هر روز میمیرن و متاسفانه نیستم که این درد رو بهشون تحمیل کنم ولی آخر با شرط و شرایط خودم تموم میکنم این زندگی.
No comments:
Post a Comment